فرزندان چنین خلقی نسبت به فرهنگ، اندیشمندان، زبان، تاریخ و تمامی گذشته خود بیگانه گشته، بر اساس نقشه ای که برایش ریخته اند، به نسلی آماده به پذیرفتن بردگی تبدیل خواهند شد. زیرا یک نسل تنها زمانی به برده تبدیل خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد.
زبان مادری، همان زبانی است که ما از زمانی که متولد میشویم، به آن فکر میکنیم و در خواب به واسطهاش سخن
میگوییم.
در خاورمیانه، زبان مادری بسیاری از افراد پیش از آنکه فارسی، ترکی یا عربی باشد، کردی، لری،
بلوچی و غیره است و ما به چنین تنوع قومیتی در منطقه افتخار میکنیم. شاید برخی افراد بابت لهجۀ خود حس خوبی نداشته باشند اما باید حتما به این موضوع توجه کنید که هیچ زبانی از زبان دیگر برتر نیست و ما با هر رنگ و هر زبان با یکدیگر برابر هستیم. جملۀ معروفی در این زمینه هست که میگوید: اگر میبینید فردی با لهجه با شما صحبت میکند، به معنا است که حتما یک زبان از شما بیشتر بلد است .
در واقع این جمله، حقیقتی است که نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد.
زبان اول یا مادری یک فرد قسمتی از هویت شخصی، هویت اجتماعی و هویت فرهنگی او میباشد. یادگیری سخن گفتن به زبان مادری در رشد عمومی و کلی انسان تاثیر بسزایی دارد. تاثیر دیگر زبان مادری یا زبان اول، این است که باعث بازتاب و یادگیری عملکرد و صحبت کردن درباره الگوهای اجتماعی موفق میشود.
در هر جامعه ایکه انسانها از تعلیم و تربیت به زبان مادری خود محرومند، معنی اش حاکمیت ظلم و استبداد سیاسی و اجتماعی در آنجا میباشد. بی عدالتی وجود دارد زیرا در آنجا زبانی بر دیگر زبانها و یک گروه انسانی بر دیگر گروههای انسانی در موضعی برتر و حاکم قرار دارد. این به معنی آنست که در آن جامعه استثمار انسانهای غیر حاکم و محو شدنشان از صحنه تاریخ از پیش طرح ریزی گشته است.
برای نابودی انسانها سه راه عمده وجود دارد:
۱- نابود کردن فیزیکی نسل دیگران توسط یک بمب اتمی که در منطقه ما غیر ممکن است. زیرا کردها در تمامی پهنه خاورمیانه و تمامی گوشه و کنار آن پراکنده شده اند.
۲- عنوان کردن فرضیه خون پاک و ژن خالص!
این فرضیه در مملکت ما طرح و تجربه شد، اما اکنون اعتبار خودرا از دست داده است. زیرا در نتیجه مهاجرتهای مداومی که طی قرون و اعصار متمادی صورت گرفته است، چیزی بنام ژن خالص نمانده است و اگر هم مانده باشد آنها ژنهای ناقصی هستند زیرا متخصصین و صاحبنظران ژن شناسی ثابت کرده اند که درجه هوش و استعداد صاحبان ژنهای خالص بسیار پائین بوده ، در مقابل بیماریهای گوناگون نیز مقاومت بسیار ضعیفی دارند.
۳- از طریق نابود کردن ژن های مدنی و فرهنگی
ژن مدنی، فرهنگ و مجموعه تمدّنی است که از نسلهای گذشته به عنوان میراثی گرانبها بما رسیده، و این آن چیزیست که سیاستگران، آماج حملات خود قرار داده و نابودی آنرا در دستور کار خود داشته و دارند.
برای نابودی ملتها در خاورمیانه می خواهند از طریق غیر قانونی و قدغن کردن زبانشان در حقیقت فرهنگ، تاریخ و هویت آنانرا نابود کنند و به بردگان و انسانهای درجه ۲ تبدیل نمایند. و در نهایت نامشان را از صفحه تاریخ پاک کنند. زیرا تنها و تنها آن خلقی چنان آسان خواهد مرد و نامش از تاریخ زدوده خواهد شد که زبان مادریش را فراموش کرده باشد.
در حقیقت از اولین روز گشایش مدارس تک زبانی، کوشش برای نیل به این هدف، یعنی نابودی ملتها در آغاز گردیده و ادامه دارد.
فرزندان چنین خلقی نسبت به فرهنگ، اندیشمندان، زبان، تاریخ و تمامی گذشته خود بیگانه گشته، بر اساس نقشه ای که برایش ریخته اند، به نسلی آماده به پذیرفتن بردگی تبدیل خواهند شد. زیرا یک نسل تنها زمانی به برده تبدیل خواهد شد که از زبان مادریش و از فرهنگ و تاریخش جدا افتاده باشد.
مسئلهای که ما در منطقه ی خاورمیانه با آن درگیریم، تدریس زبان کُردی نیست. این مورد با وجود صدها مشکلی که حکومت جلوی ما گذاشته به طریق مختلف صورت خواهد گرفت، دغدغه و تلاش اصلی ما آموزش با زبان کُردیست. یعنی از همان پایههای ابتدایی دانشآموزان کُرد، و البته همه اقوام ساکن در منطقه ، اجازه داشته باشند درسهایشان را با زبان مادری خود آموزش ببینند نه زبان دیگری.
متاسفانه هروقت دربارۀ زبان مادری بخصوص زبان کُردی صحبت میکنیم، فوراً از سمت حکومت یا بعضی از روشنفکران به انگ تجزیهطلبی محکوم میشویم. این درحالیست که زبان مادری ما ربطی به تجزیهطلبی ندارد و خواستۀ برحق و حتی قانونی ماست. ما در هر ماه سال با موجی از بازداشتها و زندانی مدرسان و فعالان این حوزه روبرو میشویم که تماماً به بهانههای واهی امنیتی و سیاسی است. در حالی که اصل ماجرا زبان کُردیست. اتفاقاً وجود زبانها و قومیتهای مختلف در خاورمیانه یک فرصت است، اما سیاستهای غلط آن را تبدیل به تهدید کرده است.
آنچه شاهدیم، حکومت نمیخواهد هیچ روایتی جز روایت خود از سیاست، حقوق بشر، جامعه، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ وجود داشته باشد. هرچیزی باید در دستان خودش باشد. آموزش با زبان مادری برای بلوچ، کُرد، عرب، ترک، لُر و… به اعتقاد آنها میتواند خدشهای در روایت آنها ایجاد کند. شاهدیم هر فعالیت قومیتی و هویتطلبانه به شدت سرکوب میشود. دلیل این سرکوب به روایت تکبعدی حکومت از مردم برمیگردد.
وقتی آدم نتواند جهان را از پنجرۀ زبانی خود نظاره کند به ضرورت هم از حیث اندیشه و هم از لحاظ درک هویت خود دچار مشکل و معضل خواهد شد. تمامی نویسندگانی که امروزه در فضای ایران وترکیه به کُردی قلم میزنند این زبان را در خانه یا اخیرا (نویسندگان جوان) در موسسات، آموزش دیدهاند. اما فضایی که در آن زیستهاند فضای زبان کُردی نبوده، بلکه کُردی مانند زبان دومشان بوده است، فاجعه در همین جا مشخص میشود. زبان مادری ما تبدیل به زبان دوم ما شده است. حذف این زبان از نظام آموزشی و سیاسی باعث شده خیل عظیمی از مردم کُرد درک کافی و وافی از این زبان نداشته باشند. آنها خیلی به خودشان زحمت بدهند میتواند بعضی از متون کُردی را بخوانند ولی نمیتوانند در نظام این زبان تفکر و تعقل کنند. درواقع سیاستهای حکومتی موجب بیگانگی مردم با زبان مادریشان شده است.
زبان مادری برای هر ملتی اساس و ریشۀ تفکر، هویت، فرهنگ و تمدن است،تا کُردزبانی وجود داشته باشد زبان کُردی هم وجود خواهد داشت. وقتی حکومت نمیتواند حکم به حذف فیزیکی تمامی کُردها بدهد، کاری میکند که خودشان از زبان مادریشان رویگردان شوند.